×
×
خبرگزاری نیم نگاه ایران

سکوت نهادهای نظارتی، بلندترین صدای این روزهای بازار
فروشندگان می‌گویند مقصر نیستند، مردم می‌گویند کسی پاسخگو نیست

  • کد نوشته: 2985
  • ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۴
  • 9 بازدید
  • ۰
  • در حالی که هر روز قیمت کالاها و اجناس به ويژه كالاهاي مصرفی با شیبی تند افزايش مي يابد، مردم سردرگم‌تر از همیشه با چشم‌هایی نگران در بازارها می‌چرخند و صدای اعتراض‌شان به گرانی و نبود نظارت، در همهمه بازار گم می‌شود.
    فروشندگان می‌گویند مقصر نیستند، مردم می‌گویند کسی پاسخگو نیست
  • به گزارش نیم نگاه ایران؛ زهرا جعفری/  گزارش میدانی نشان می‌دهد که نهادهای نظارتی و اتحادیه‌ها نه تنها نتوانسته‌اند جلوی التهاب بازار را بگیرند، بلکه با سکوت یا عدم حضورشان، عملاً میدان را به سودجویان واگذار کرده‌اند.

    فریادهایی که شنیده نمی‌شوند

    در ساعات ابتدایی روز، خیابان‌های منتهی به مرکز شهر مملو از مردمی‌ است که در پی خرید روزانه‌شان هستند. با ورود به مغازه‌ها، آنچه بیشتر از اجناس به چشم می‌آید، تابلوی قیمت‌هایی‌ است که مدام عوض می‌شوند.

    افزایش مداوم قیمت کالاهای اساسی از گوشت، لبنیات، برنج و تخم‌مرغ گرفته تا پوشاک و لوازم خانگی، مردم را در تنگنایی بی‌سابقه قرار داده است. حتی اقشار متوسط که روزگاری با درآمد ماهانه‌ی خود، با اندک برنامه‌ریزی روزگار می‌گذراندند، حالا در چرخ اقتصاد زندگی‌شان، دنده عقب می‌روند.

    • صالحی، کارمند بازنشسته‌ای در صف خرید مرغ :
    «هر روز صبح که چشم باز می‌کنیم، یک نرخ جدید به استقبال‌مان می‌آید. قیمت‌ها بالا می‌رود، اما حقوق ما ثابت است. کجای این بازی منصفانه‌ است؟»

    • مریم محمدی، معلم بازنشسته:
    «قبلاً با سیصد هزار تومان خرید چند روز خانه را انجام می دادم، اماً حالا با همون پول، فقط می‌تونم چند قلم جنس بگیرم. هر بار هم که علت را می‌پرسم، کسی جواب درستی نمی‌دهد. یکی می‌گوید دلار گران شده، یکی می‌گوید حمل‌ونقل! نظارتی نیست که حتی راست و دروغ این حرفها رو بررسی کند.»

    • جوانی در صف خرید مرغ :
    «قیمت مرغ در یک هفته گذشته دو بار تغییر کرده. دیروز رفتم یک فروشگاه، کیلویی ۹۵ هزار تومان بود، امروز یک جای دیگر شده ۱۰۸ هزار تومان.  این همه تفاوت قیمت مگر قانونی‌ است؟!»

    • میترا رضایی، ۴۵ ساله، خانه‌دار:
    «هر بار که به بازار می‌رویم، قیمت‌ها تغییر کرده. واقعاً نمی‌دانیم چه کسی باید پاسخ‌گو باشد. نظارتی نیست.»

    • سعید محمدی، ۳۲ ساله، کارمند:
    «کالاها بدون هیچ منطقی گران می‌شوند. انگار هر کس دلش خواست، قیمت خودش را می‌گذارد. اتحادیه‌ها کجا هستند؟»

    واکنش کاسب‌ها: ما هم قربانی‌ایم

    بسیاری از فروشندگان که خود را در صف اول انتقادات می‌بینند، می‌گویند افزایش قیمت‌ها از سوی تأمین‌کنندگان و شرکت‌های پخش دیکته می‌شود و آن‌ها نیز چاره‌ای جز تبعیت ندارند.

    • زارع، صاحب فروشگاه لبنیات:
    «اتحادیه فقط اسمش اتحادیه‌ است. ما بار و قیمت جدید می‌گیریم، ولی اگه بخوایم قیمت رو تغییر بدیم، ممکنه پلمب مان کند. هیچ قاعده مشخصی نیست. ما هم گیج شدیم. یه روز بازرسی میاد، یه روز نمیاد. معلوم نیست ملاک‌ها چیست!»

    • زهرا مظفری، سوپرمارکت‌دار:
    «باور کنید سودی نمی‌ماند. مشتری ناراضی است ما هم از این وضعیت ناراضی‌هستیم. فقط چون بیکاریم، مجبوریم ادامه دهیم .

    • میمنت جلالی، فروشنده:
    «ما هم مجبوریم با قیمت بالا بخریم. وقتی قیمت عمده‌فروشی بالا می‌رود، چاره‌ای نداریم جز اینکه گران‌تر بفروشیم. ما هم تحت فشاریم.»

    بی‌صداییِ بازار، بی‌پاسخیِ مردم

    آمارهای رسمی نشان می‌دهند که شکایت از گران‌فروشی در سامانه‌های نظارتی روز به روز افزایش می‌یابد. اما سرعت و کیفیت رسیدگی به این شکایات، برای مردم رضایت‌بخش نیست. از سویی دیگر، عدم اعلام عمومی قیمت‌های مصوب باعث شده که فروشندگان با دست باز قیمت‌گذاری کنند و خریداران در بلاتکلیفی بمانند.

    ادارات نظارتی کجای کارند؟

    تماس با سامانه‌های اعلام شکایت (مثل ۱۲۴) برای بسیاری از مردم، تجربه‌ای بی‌نتیجه بوده است. برخی می‌گویند پس از ثبت شکایت، نه تماسی دریافت کرده‌اند و نه تغییری در قیمت‌ها مشاهده شده است.

    • احمدی، راننده تاکسی:
    «دفعه قبل که روغن خوراکی گران شد، زنگ زدم به ۱۲۴. گفتند بررسی می‌کنیم. هنوز بعد از دو هفته، قیمت همان است. اگر قرار است بررسی شود پس چرا گرانی ادامه دارد؟!»

    مشاهدات میدانی نشان می‌دهد که گشت‌های بازرسی یا وجود ندارند یا حضورشان آن‌قدر کم‌رمق است که اثربخشی آن برای مردم ملموس نیست. برخی از کاسب‌ها نیز اذعان می‌کنند که گاهی بازرس‌ها صرفاً برای ثبت گزارش حضور دارند و نظارت جدی دیده نمی‌شود.

    اتحادیه‌ها: نهادی فراموش‌شده یا ابزار برخورد گزینشی؟

    اتحادیه‌های صنفی، طبق قانون، وظیفه ساماندهی و نظارت بر اعضای صنف خود را دارند؛ اما بسیاری از مردم و حتی کسبه، عملکرد این نهادها را ناکارآمد و حتی در مواردی ناعادلانه توصیف می‌کنند.

    • یکی از فروشندگان سیار در خیابان لطفعلی‌خان:
    «من چون مجوز ندارم، هر بار بساطم رو جمع می‌کنند. ولی مغازه‌دار ان طرف خیابان، جنسی که خودش وارد کرده است را با قیمت
    دلخواه می‌فروشد. اتحادیه به او کاری ندارد! این یعنی عدالت؟»

    • مریم رضایی، شهروند شیرازی، معتقد است:
    «فروشنده‌ای کالایی را به سه برابر قیمت واقعی می‌فروشد و وقتی اعتراض می‌کنیم، با خونسردی می‌گوید: “ آزاد شده، برو هر جا خواستی شکایت کن”. چه کسی باید پاسخ ما را بدهد؟ اتحادیه فقط تابلو دارد یا مأمور هم دارد؟»

    وقتی نظارت نباشد، بی‌اعتمادی رشد می‌کند

    گرانی، فقط افزایش عددیِ قیمت‌ها نیست، بلکه فرسودگی روانی یک ملت است. مردمی که صبح را با استرس شروع می‌کنند و شب را با حساب‌وکتاب‌های ناتمام و ناامیدی از فردا به پایان می‌برند. کارگری که ماه‌هاست گوشت نخورده، کارمندی که مجبور شده فرزندش را از کلاس خصوصی بیرون بیاورد، یا دانشجویی که حالا برای خرید یک کتاب، باید هزینه‌ی چند روز غذای خود را کنار بگذارد.

    دیگر امید به کاهش قیمت‌ها رنگ باخته است آنچه مانده، تلاشِ بی‌وقفه برای زنده‌ماندن است؛ نه زندگی کردن. گویی ما فقط مصرف‌کننده‌هایی هستیم که در یک بازی نابرابر گرفتار شده‌ایم، بی‌آنکه توان تغییری داشته باشیم.

    بی‌نظمی در قیمت‌گذاری و نبود نظارت مؤثر، نتیجه‌ای جز کاهش اعتماد عمومی ندارد. در چنین فضایی، شهروندان خود را در برابر موجی از گرانی، تنها و بی‌پناه می‌بینند. پیامد این وضعیت، نه تنها فشار معیشتی بیشتر، بلکه کاهش سرمایه اجتماعی، تضعیف مشارکت مردمی، و رواج بی‌اعتمادی به نهادهای اجرایی‌ است.

    پیشنهادها و خواسته‌های مردم از مسئولان

    افزایش محسوس حضور میدانی گشت‌های بازرسی در بازارها، شفاف‌سازی روند قیمت‌گذاری کالاهای اساسی و اعلام عمومی آن، پاسخ‌گویی عملی به شکایت‌های ثبت‌شده در سامانه‌های رسمی، بازنگری در عملکرد اتحادیه‌ها و ملزم‌کردن آن‌ها به گزارش‌دهی دوره‌ای و ایجاد خط ویژه برای پاسخگویی سریع به تخلفات قیمت‌گذاری توسط مردم و کسبه از جمله خواسته ها و پیشنهادات مردم به مسولان برای مدیریت روند افزایش قیمت ها است.

    سخن پایانی

    بازار، آینه‌ای‌ است از حال مردم. در این آینه، این روزها تنها تصویر اضطراب، خشم و ناتوانی منعکس می‌شود. اگر قرار است جامعه‌ای آرام و متعادل داشته باشیم، باید از بازار شروع کرد؛ جایی که نه‌تنها کالا، که عدالت و اعتماد هم معامله می‌شود. مردم بیش از آنکه منتظر بسته‌های حمایتی کوتاه‌مدت باشند، خواهان نظارتی واقعی، برخورد مؤثر با متخلفان، و ایجاد آرامش در بازار هستند. اتحادیه‌ها باید نقش میانجی صادق را ایفا کنند، نه صرفاً مجموعه‌ای برای دریافت حق عضویت. و دستگاه‌های نظارتی، باید از پشت میزها بیرون بیایند، به بازارها بروند و «واقعیت» را ببینند؛ زبرا امروز مردم در برابر موج گرانی تنها مانده‌اند.

    برچسب ها

    نوشته های مشابه

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *