نیم نگاه ایران/ زهرا جعفری
در روزهایی که تهران، کرج ، تبریز، اصفهان و اهواز اماج بمب وموشک قرار داشت، شیراز تنها کلانشهری بود که از اصابت موشک و بمب در امان ماند. اما این «در امان ماندن»، فقط حاصل توان پدافندی نبود؛ بلکه نتیجه پایداری مردمی بود که نظم، آرامش و انسجام را بهمثابه کنش اجتماعی حفظ کردند.
جنگ تمام شد؛ اضطراب باقی است
در نگاه اول، شیراز ، شبیه شهرهایی که در دوازده روز گذشته جنگ را تجربه کردند،نیست .
خیابانها وساختمانها سالم، ادارات باز، آب و برق وگاز برقرار و به زیرساختهای شهر هم آسیبی وارد نشده است . اما در پس این ظاهر آرام، صدای پدافند هنوز در حافظهی مردم میپیچد و زیرپوست شهر، ارتعاشی پدید آمده از جنس آگاهی جمعی، بازتعریف دوبارهی اعتماد، مشارکت، و مطالبهگری.
پروین رحیمی ، ۴۵ ساله فرهنگی؛
در این دوازده روزی که گذشت ما با نگرانی ،هراس وبلا تکلیفی زندگی کردیم.
نمی دانستیم چه خواهد شد ،بسیاری از همسایه ها به شهرستان رفته ودر مجتمع تنها ما دو تا سه خانواده ، مانده بودیم.
احساس رها شدن وبی کسی داشتم ، بچه ها هم حسابی کلافه شده بودند. درست است در موقعیت جنگ جای بسیاری از گلایه ها وشکایت ها نیست اما برای کشوری مثل ما که سالها در معرض تهدید است دولتمردان بایدبرای مردم هم برنامه داشته باشند. مردم باید بدانند در بحران، چه نقشی دارند و چه حمایت هایی دریافت میکنند.»
حسن چراغی ،راننده اسنپ؛
مسایل روانی جنگ بدتر از آسیب های فیزیکی آن است. درد جنگ فقط خرابی های آن نیست. اینکه بچهات با بغض بگوید ،مواظب خودت باش میترسم موشک به ماشینت اصابت کند وتو ناچاری بخاطر کسب در آمد اورا با این نگرانی تنها بگذاری ،بدترین درد است تازه نمی دانی وقتی نیستی چه اتفاقی ممکن است برای خانواده ات بیفتد.
بعضی روزها تا شلیک پدافندها زیاد می شد لغومسافر میزدم وبا سرعت به خانه بر میگشتم واین پرسش که چرا نباید در زمان بحران یا جنگ دولت حواسش به ما باشد ؟امنیت روانی ما چگونه بازسازی میشود ؟ .اصلأ کسی این مسأله را جدی می گیرد؟ذهنم را درگیر میکرد.
ناهید کهباری ،پرستار؛
دراین مدت بیمارستانها ومراکز درمانی در حالت آماده باش قرار داشتند . چیزی که در این دوران زیاد در مردم میدیدم سردرگمی واسترس بالا بود.حتی بیماران عادی و همراهانشان دچار نوعی تنش های عصبی بودند واین نشان میداد مردم نیاز به مشاوره دارند. مسئولان باید آموزش بحران، پشتیبانی دارویی و بهداشت روانی مردم را در اولویت قرار دهند. الان وقت فراموشی نیست.
دکتر حامد جلیلی، پزشک اورژانس؛
شبهایی بود که سامانه پدافند فعال بود انتظار هجوم بیماران را داشتیم اما این گونه نشد.
چیزی که من در این مدت دیدم، همدلی غریزی مردم بود، نه مدیریت بحران متمرکز. مردم خودشان پیشدستی میکردند؛ این یعنی ظرفیت اجتماعی فوقالعاده که هنوز سرمایهگذاری درست روی آن صورت نگرفته است.
جواد محمدی ، شغل آزاد؛
ثابت شد ، شیراز شهر باثباتی است . سامانه دفاعی شهر خوب کار می کرد، مردم آرامش خود را حفظ کردند. ولی حالا وقت این است که دولت به این شهر اعتبار متناسب با شأن وجایگاهش را بدهد، اشتغال، تسهیلات و ایجاد فضای رونق اقتصادی.
آذر ذنوبی، فعال اجتماعی؛
در محله ما (دروازه سعدی) مردم با کمترین امکانات، گروه مراقبت محلی راه انداختند ودر قالب این گروه پیگیر امورات و کارهای سالمندان، خانوادههای تنها، زنان سرپرست خانواربودند.
ما این توان را داریم، چرا ساختارهای رسمی، بعد از بحران دنبال مردم میدوند، نه قبل از آن؟
رضا شفیعی راننده تاکسی ؛
الان زود است از اولویت ها ومطالبات مردم پس از آتش بس یا صلح سخن بگوییم. باید ببینیم سرانجام کار چه میشود؟
شهر ما هم وسط تهدید ها بوده اما به لطف خدا از زیرساخت چیزی کم نشده یا آسیب ندیده است ؟اما روح ما رخمی است . باید ببینیم سهم ما از آرامش پس از جنگ چیست ؟آیا فقط باید تماشا کنیم که منابع بازسازی به شهرهای آسیبدیده برود یا ما هم دیده میشویم ، چون در بحران، پایداری کردیم.»
نگار رحیمی دانشجوی معماری؛
به نظر من سرمایه اجتماعی شهرهایی مثل شیراز، زنده اما نا پیدا است.
الان زمان ساختن سامانههای گفتوگو، مشاوره، مشارکت فرهنگی و تقویت جوانهاست. اگر نادیده گرفته شوند این سرمایه قطعا فرسایش پیدا خواهد کرد.
فهیمه دادور ، زن سرپرست خانوار؛
سه شب پشت سر هم با شروع به کار پدافند بچهها از ترس جیغ میزدند وبا هر صدا یی از جا می پریدند.
شوهرم چند ساله فوت شده. تو این اوضاع، نه کارهایم فروش رفت، نه امنیت روانی داشتیم. یکی بیاد تو این محلههای جنوب شهر ببیند زنها چطور از هم پشتیبانی میکنند در سختی ها. ما زنها باید در اولویت باشیم.
علی نعمتی دانشجوی عمران ؛
درست است ، شهر و زیرساختهایش آسیب ندید، اما واقعاً شیراز برای شرایط بحرانی آماده نیست اگر
نقطه ای از شهر مورد هدف قرار میگرفت، اصلاً معلوم نبود پناهگاه کجاست، چه کسی مسئولِ رسیدگی است . مردم باید چی کار کنند .والان این پرسش پیش می اید سند تابآوری شیراز کجاست؟ همچنین سند آموزش بحران؟
شیراز بعد از جنگ، شهر سرمایههاست؛ نه فقط آرامش
پس از پایان جنگ، مسئله اصلی برای شهری مثل شیراز، بازسازی نیست؛ بلکه «بازشناسی» است.
شناخت ظرفیتهایی که بحران آنها را زنده کرد و اکنون میتوانند زیرساخت تابآوری اجتماعی و توسعه متوازن باشند.
سرمایههای آشکار شده در بحران، سرمایه اجتماعی فعال ، انسجام خودجوش، مسئولیتپذیری شهروندان، کنشگری محلهمحور، فعالیتهای داوطلبانه در عرصه های مختلف ، آرامش روانی عمومی حاکم در کنار تهدیدات مداوم که نشانهای از بلوغ فرهنگی شهروندان و شبکههای غیررسمی یاریرسانی در محلهها به عنوان جایگزین موفق ساختارهای کند و دیوانسالار است.
اما اکنون مردم چه میخواهند؟
قدردانی عملی از پایداری شهر و تخصیص سهم عادلانه از منابع بازسازی، بودجه فرهنگی، زیرساختی و روانی پساجنگ به شهرهای تابآور، سازماندهی رسمی داوطلبان بحران و ایجاد شبکه رسمی «یاران بحران شهری» با پشتوانه قانونی و حقوقی ، بازآفرینی محلهمحور با تمرکز بر زنان و خانوادهه و تأسیس خانههای پایداری محلهای با محوریت زنان، بهعنوان خط مقدم تابآوری روانی در جنگ سامانه ارتباط دوطرفه با مردم در بحرانها از طریق راهاندازی اپلیکیشنها، پلتفرمها و پنجرههای ارتباطی رسمی برای اطلاعرسانی و مشورت با مردم و حمایت ویژه از مشاغل کوچک و زنان سرپرست خانواردر طرحهای ملی بازسازی .
کلام آخر؛
شیراز در زمان جنگ، آرام ماند. امروز، نوبت عدالت و آیندهنگریست.
شیراز جنگ را بیزخم زیرساختی پشت سر گذاشت، اما زخمی نشدن نباید به معنای دیده نشدن باشد.
اکنون وقت آن است که حاکمیت با درک ارزش بیبدیل مردم این شهر، سهم عادلانهای از توسعه، توجه و آیندهسازی برای آن قائل شود.
یادمان باشد؛ جنگ همیشه از آنجا عبور نمیکند که میکُشد؛ گاهی از آنجا رد میشود که مردم را نادیده میگیرند.
شیراز نه ویران شد، نه خاموش. اما آیا صدای مردم این شهر شنیده میشود؟
این بار، اولویت مردم روشن است: امنیت روانی، شفافیت، مشارکت، و سهم عادلانه در تصمیمگیری پس از جنگ.
تعیین تکلیف ۱۸۵ قرارداد صنعتی در فارس











دیدگاهتان را بنویسید