به گزارش نیم نگاه ایران/ زهرا جعفری
رضا ابنوی، کارگر ساختمانی، چندین روز است که بیکار است. او میگوید: «دو سه سالی است وضع اصلاً خوب نیست، اما این روزها وضعیت کار خیلی خراب شده است. ما که دستمان خالی است، شرایط بسیار بدی را سپری میکنیم.» رضا که صاحب دو فرزند است، ادامه میدهد: «پسرم ۱۱ ساله است و این روزها در محلهمان سبزی میفروشد. همسرم هم ترشی خانگی درست میکند، اما با این گرانی و نبود درآمد، نمیشود ادامه داد.»
او با نگرانی میافزاید: «مدتی است با قرض اجاره میدهیم و با پول یارانه، برخی مایحتاج زندگی را در حد اولیه میگیریم. شاید باور نکنید، مدتی است پول خرید یک شامپو هم نداریم.
امیدوارم خدا کمک کند، ما که دیگر بریدیم.»
در سالهای گذشته، با تشدید تحریمها و شیب تند تورم و گرانی، به ویژه در قیمت مواد غذایی، مسکن و دارو، کارگران روزمزد نخستین قربانیان این شرایط بودهاند. درآمد روزانه و بدون قرارداد ثابت، آنها را در برابر نوسانات اقتصادی آسیبپذیر کرده است.
کاهش فرصتهای شغلی رکود در بخشهای ساختوساز، کشاورزی و خدمات، همراه با کاهش سرمایهگذاری، سبب شده بسیاری از کارگران روزانه بیکار بمانند. بر اساس آمار غیررسمی، بیکاری در این قشر تا ۴۰ درصد افزایش یافته است. از سوی دیگر، افزایش هزینههای زندگی، با وجود وعدههای حمایتی دولت، یارانهها و بستههای معیشتی، نتوانسته شکاف ایجادشده را پر کند.
۰۰۰۰مهدی کشاورز، راننده تاکسی، با گلایه میگوید: «به چه کسی قسم بخورم، وضع ما از همه بدتر است. هر سال میگوییم دریغ از پارسال. از ساعت ۶ صبح که از خانه زدم بیرون تا الان که ساعت ۲ بعد از ظهر است، ۲۰۰ هزار تومان کار کردم. مسافر نیست. وقتی هم مسافر سوار میکنی، جنگ اعصاب شروع میشود. ده بار میپرسند کرایه این مسیر چقدر است، چرا کرایه گران شده است. بعضی از مسافران هم کرایهای که خودشان دوست دارند میدهند و میروند. نمیشود مرتب دعوا یا بگو مگو کرد.» او با نگرانی اضافه میکند: «استهلاک ماشین و روغن هم که قوز بالا قوز است. ماندهایم چه کار کنیم. آبروداریم جلو داماد و نوه، چه بگوییم؟ میتوانیم بگوییم بعد از ۲۷ سال کار کردن، هشتمان گرو نهمان است.»
فقر، مهاجرت و فروپاشی خانوادهها موجب شده که بسیاری از کارگران روزمزد به حاشیهنشینی و ترک تحصیل فرزندان روی بیاورند. فرزندان آنها برای جبران درآمد خانواده به خیابانها آمدهاند. عدم اطمینان از آینده و ناتوانی در تأمین نیازهای اولیه، باعث افزایش افسردگی و خشونت خانگی شده است.
۰۰۰ثریا شعبانی، کارگر خدماتی، میگوید: «چند سالی است که به همراه همسرم از یکی از روستاهای شهر فسا به شیراز آمدهایم و در یکی از مناطق حاشیه شهر زندگی میکنیم. بیمه نداریم، روزمزد هستیم، بعضی وقتها هم ساعتی مزد میگیریم. این روزها مشتری خیلی کم شده است. ده روزی است به شرکت تماس میگیرم، میگویند خبری نیست. حتی به چند شرکت پرستاری از بیمار هم زنگ زدهام و گفتهام پرستار بیمار کهنسال و بد حال هم میشوم، اما هنوز تماسی نگرفتهاند.» همسر او مکانیک سیار است، اما بازار کارش کساد است. ثریا با ناامیدی میگوید: «فکر نمیکنم هیچ دستگاه و نهادی به فکر ما باشد. ما فراموششدگانیم!»
رضا محمدیان، رییس کمیسیون عمران شورای اسلامی شهر شیراز، پیرامون بیکاری کارگران ساختمانی و فشاری که کارگران روزمزد متحمل میشوند، گفت: «پیمانکاران شهرداری موظف به بکارگیری کارگران ایرانی در پروژههای عمرانی هستند و در این خصوص شورا نیز بسیار سختگیر است. اگر پیمانکاری تخلف کرده و از کارگر غیر ایرانی استفاده نماید، از طریق مراجع ذیصلاح با جدیت با آن برخورد خواهد شد.»
وی از لزوم تعریف حمایتهای فوری و برنامهریزی بلندمدت ویژه کارگران روزمزد سخن گفت و اظهار داشت: «برای انجام یک اقدام مناسب، باید همه ظرفیتها و امکانات پای کار بیایند. شورا آمادگی دارد به این بحث ورود کند، به شرطی که همه بار مسئولیت بر دوش شهرداری نیفتد.»
به هر حال ، کارگران روزمزد ایران، که همواره ستون اصلی اقتصاد کشور بودهاند، امروز در شرایطی سخت و طاقتفرسا قرار دارند. جنگ ، تحریمها و رکود اقتصادی، زندگی آنها را به شدت تحت تأثیر قرار داده است. حمایت فوری و برنامهریزی بلندمدت از سوی دولت و نهادهای مسئول، ضرورتی اجتنابناپذیر است تا این قشر زحمتکش از چنگال فقر و بیکاری رهایی یابند
تعیین تکلیف ۱۸۵ قرارداد صنعتی در فارس











دیدگاهتان را بنویسید